تبليغاتX
پرسه هاي پاييزي
 
 
   
 
   

 

اگه گریه بزاره مینویسم کدوم لحظه تو رو از من جدا کرد

نگو اصلا  نفهمیدی  نگو نه !

تو بودی اون که دستامو رها کرد

خودت گفتی  خداحافظ تموم شد  من و تو سهممون از عشق  این بود

خودت حرمت عشقو شکستی بریدی آخر قصه همین بود

اگه مهلت بدی یادت میارم روزایی که بی تو عین شب بود

تموم سهمت از دنیا عزیزم  بزار یادت بیارم یک وجب بود

بهت دادم تموم آسمونو

خودم ماهت شدم آروم بگیری

 حالا ستاره ها دورت نشستن منو ابری گذاشتی داری میری

بیا برگرد ار این بن بست بی عشق

بزار این قصه این جوری نباشه

آخر بذر جدایی رو چرا تو چرا دستای تو باید بپاشه ؟

خداحافظ نوشتن کار من نیست اخه خیلی باهات ناگفته دارم

 

خداحافظ نوشتن کار من نیست اخه خیلی باهات ناگفته دارم 

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

فردا تولدمه ۲۲ اما دیگه صفایی نداره

همه سال جشن میگرفتم

اما این سال به هیشکی نگفتم

شاد بودتم دلیل می خواد بعضی وفتا

 

و صدای  ناب تو هم آغوش لحظه هایم شد

لحظه هایی که دیریست مرا به فراموشی برده اند

من  باز رسیدم به لحظه ی  تکرار جدایی

و فصل به فصل تکرار می شوم !

باد باران عشق مرگ  همه همانگونه که دوست ندارم تعبیر می شوند

با خدا معامله کردم  !

شاید همه ی گناهم این بود !

نباید از تو خدا  می ساختم

تو رفتی و خدای دروغینم رفت

و خدا با حضور  دل انگیزش  شرمنده ام کرد

از خدا خودم ودلم خجالت میکشم !

 

 

  

وقتی که هیچ نداری

وقتی که دست هایت

ویرانه هایی هستند بی هیچ انتظاری ،

حتی بی هیچ حسرتی ،

دیگر چه بیم آن که تو را آفتاب و ماه ننوازند ؟

وقتی میعادی نباشد ، رفتن چرا ؟

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
 

امروز شکستم

 

 

واقعا شکستم

دیگه اشکمم در نمیاد

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

وقتی دلم میگیره به تو اس میدم چون دوس ندارم ونمی خوام با کسی دیگه به جز تو  حرف بزنم !

وقتی تو جواب نمی دی دلم میشکنه اما فکرم عوض نمیشه که . عشقم کم نمیشه که !

 

 

عشقی فراتر از انسان و فروتر از خدا نیز هست؛

و آن دوست داشتن است

 

 

۱۰ روز مونده  .! 

دوست داشتن از عشق برتر است

و من هرگز خود را

تا سطح بلند ترین قله عشق های بلند ، پایین نخواهم آورد

 

 

یعنی میشه به حرمت این عید باهام اشتی کنه ؟

 

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

چیزی نمونده تا روز تولدم

۱۶ روز دیگه !

اما من نیمی از وجودمو از دست دادم

و تنها شدم عزیزم ازم دوره 

بدون اون دیگه هیچی معنا نداره واسم !

 

 

هیچ گاه فاصله ها حریف خاطره ها نمیشوند

 

تموم زندگی به خاطر  همین دله

وقتی کسی که دوس داری پیشت نیست دیگه اون زندگی به درد نمی خوره 

 

همیشه فکر میکردم بیاد خدا هستم

میترسیدم اگه عاشق بشم یا کسی بیاد بین ما  از یاد ببرمش

 اما هر چقدر تو عشق تو غرق میشم بیشتر به خدا میرسم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

الان دیگه بیست و سه روز وبیست وسه ساعت

و بیست وسه دقیقه شده که از عزیز دلم جدا شدم خیلی دردناکه واقعا

بیست و سه روز بیست وسه ساعت

و بیست و سه  دقیقه پیش تولدشو تبریک گفتم !

 

 

آنکه ويران شده از يار مرا ميفهمد / آنکه تنها شده بسيار ، مرا ميفهمد

چه بگويم که چنان از تو فرو ريخته ام / که فقط ريزش آوار مرا ميفهمد

 

من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من

من خودم بودم و يک حس غريب

که به صد عشق و هوس مي ارزيد!!!

هر چه کردی تو کردی با من هر چه هست ز تو هستم

 

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
 

 

عشق یک جوشش کور است

و پیوندی از سر نابینایی،

دوست داشتن پیوندی خودآگاه

واز روی بصیرت روشن و زلال.

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و

هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،

دوست داشتن از روح طلوع می کند و

تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،

و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد

دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.

عشق طوفانی ومتلاطم است،

دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.

عشق جنون است

و جنون چیزی جز خرابی

و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،

دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود

و فهمیدن و اندیشیدن رااززمین میکند

و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،

دوست داشتن زیبایی های دلخواه را

در دوست می بیند و می یابد.

عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،

دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،

بی انتها و مطلق.

عشق در دریا غرق شدن است،

دوست داشتن در دریا شنا کردن.

عشق بینایی را میگیرد،

دوست داشتن بینایی میدهد.

عشق خشن است و شدید و ناپایدار،

دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.

عشق همواره با شک آلوده است،

دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.

ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،

از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،

دوست داشتن جاذبه ای در دوست ،

که دوست را به دوست می برد.

عشق تملک معشوق است،

دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،

دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد

ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست

در خود دارد ،داشته باشند.

در عشق رقیب منفور است،

در دوست داشتن است که:

"هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند"

که حسد شاخصه ی عشق است

عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند

و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید

و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و

معشوق نیز منفور میگردد

دوست داشتن ایمان است و

ایمان یک روح مطلق است

یک ابدیت بی مرز است

از جنس این عالم نیست

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به چنان شرمی مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید

و گونه هایت
با دو شیار مّورب
که غرور تو را هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سپیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده ام


هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!

و چشمانت از آتش است

و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پاکی آسمان را متهم می کند


کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد

در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد -
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند

بگذار چنان از خواب بر ایم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود
پیشانیت ایینه ای بلند است
تابنک و بلند،
که خواهران هفتگانه در آن می نگرند
تا به زیبایی خویش دست یابند

دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟

تا آ یینه پدیدار آئی
عمری دراز در آن نگریستم
من برکه ها ودریا ها را گریستم
ای پری وار درقالب آدمی
که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیه می کند،
دریائی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود


استاد احمد شاملو
 
 
 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

 هرگز نبودن به تلخی فراموش کردن یک بودن نیست !

 

حسرت دیده بی تاب تو بیمارم کرد


آن نگاه نگرانت دل تبدار مرا خوابم کرد


بی جهت نیست که مست رخ زیبای تو ام


لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد


مستی ام جام نگاهی ز افق های تو بود


آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد


شهر را از تب بیماری من جایی نیست


راه گم کرده به دنبال تو آواره و ویرانم گرد


اشکم از دیده به گرمای نفسهای تو بود


جام اندوه تو مر همره و همرام کرد

 

 

 میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
  وقتی نیستی .. دیگر نیستی اما..

بوی تو  .. یاد تو ..

عشق تو ..

همه جا هست  !

وقتی نیستی .. نیستی

اما هستی

شاید جایی دیگر

                          برای من  ؟

 

                      

یکبار شعر خواندم و یکروز شعرم را خواندم  از ان سکوت تا این شکست زمانها می گذردو من هیچ از همه ی گذشته ام باور ندارم دیروز دل بستم دیشب علاقمند بودم صبح امروز دلبسته بودم و اینک عاشقم تا به شب چه می شود نمیدانم

هر بار از خودم می پرسم چرا نمی شود مثل همه ی انها که در خوابند ساده دوست داشت

 

 

 

 

 میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
 

خواستم شعرش را برایم بخواند،

گفتم خصوصی که نیست؟!

 

گفت شعر که خصوصی نمی شود! می شود؟!

 

به یاد آوردم که ؛

خصوصی ترین شعر زندگی من

هر روز در خیابان های عمومی راه می رود،

وسایل نقلیه ی عمومی سوار می شود،

یا در کافه، رستوران های عمومی با دوستانش که من نمی شناسم، می نشیند...

 

کمی گیج و مُردّد گفتم نه، نیست ،

تا زود تر شعر عمومی اش را برایم بخواند.

 

                       

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟                       

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
  همیشه میشه دوست داشت اما گاهی دیر وقتها طول می کشد تا بتونی بفهمی   که عاشق شدی

 

و گاهی هرگز پس از  دیگری عاشق نمی شوی

 

 همه می ایند و تو تنها نظاره گر لحظه های سوت وکوری  بی انکه دل در این راه همسو و یکپارچه شود با انچه که خواهانش هستی

 

  

 صادقانه بگویم عشق اینک تنها یک رویاست و ما بازیچه برگهای سرد پاییزیم

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 

                                               

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

 

حقیقت پنداشتم آنچه را که رخ داد . در غم انگیز ترین لحظه ها !

 عاشق شدن و رهایی از عشق بهتر از هرگز عاشق نشدن است 

 

                                                        

 

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟ 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

 

 

همیشه یک صفحه سفید بهانه نوشتن می‌شود

و نوشتن، بهانه ماندن. مثل یک خلوت ساکت که بهانه آواز خواندن می‌شود

 و آواز خواندن بهانه سیال شدن در جریان زندگی.

 خلاصه همیشه موضوعی بهانه برای جاودانه شدن می‌شود...

 صدای تو  برایم هر روز همیشه‌تر از دیروز است

 

                   

                                                             

 

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

 

تنها دلیل بودنم !

فراموش کردن تو محال ترین خیال افرینش است .

 

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

 

خدا هم  نمی خواهد

 او نیز با دلتنگیهاییم غریبه است

اگر بخواهم با سنگ هم گریه خواهم کرد  

آنها به راحتی صدای دل شکسته ام را می شنونند  اما تو

تو که تمام لحظه هایم بودی تمام ثانیه ها

 تو  فریاد دوستت دارم را از لبهایم   نشنیدی  اه که چقدر  غم انگیز است.

تو همیشه می گفتی  صدایم ارام ترین صداهاست ؟

ومن گمان می کردم  حقیقت دارد  !

 

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟ 

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

 

گذشت و گذشت  تا به گذشته رسید  نه به عشق نه به دوست نه به یار

به انزوا ی لحظه هایی که با تو دوست بودم و  تمام خنده هایم را نثارت کردم و در تنهایی خودم گریستم

 واژگون شده ام اکنون

 

 

 

 

 

 من اندوه دلم را به شادی  دیگران عوض نمی کنم

نمی خواهم اشکهایی که غم ها را از چشمهایم سرازیر می کنند به خنده در آیند .

آرزومندم زندگی  به شکل  اشکی و لبخندی باقی بمان.

 

 

 

 میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

تمام یاس ها بوی تو دارند

فغان از دوری  روی تو دارند !

 

شروع تمام خوبیها از تو بود 

سرچشمه تمام نگاه هایی که نکرده ام و تمام

حرفهایی که نگفته ام 

هر بار با دیدن تو جان همچون اتشی شعله ور  می سوزد

پاهای چون کوه استوارم می لرزند

نمی دانم ملاحظه لحظه ها را کنم ؟

یا با تو سخنی تازه بگویم

بی شک صبور تر خواهم شد

و شاید من اخرین پیروز این میدان  باشم

با دستانی پر از شکوفه ٬باران ٬صدا و نفس هایی که

که آغوش گرم تو را در بردارد

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
 



يكبار خواب دبدن تو به تمام عمر مي ارزد

چه ترانه بي اثر شد

مثل مشت زدن به ديوار

اولين فصل شكستن

آخرين خدانگهدار

من به قله رسيدم اگه هم ترانه بودي

صد تا سد و ميشكستم اگه تو بهانه بودي

اگه تو بهانه بودي

گريه كردك گريه كردم اما دردمو نگفتم !




و من همه ي غصه هاي تو بودم !

و تو ؟ در همه ي من !

 

 

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
 
دل را همانگونه كه مي خواستي ساختم !
تا عادت كند از تو بنويسد
تو رفتي با تمام ستاره هاي دنباله دار گونه ات
من ماندم ؟
دل ماند ؟
و قلم ماند ؟
و سازي كه تنها با صداي گرم تو كوك مي شد؟






ميدانم !

من ميميرم از اين غم چو بيايي چو نيايي .

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟


 
 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
 

من و انتظار و كابوس تنهايي !

من و حس اينكه هر لحظه اينجايي

دارم ايينه هارو گم مي كنم كم كم

تو رو هر طرف رو مي كنم مي بينم

نگو از تو چشمام چيزي نمي خوني ؟

تو كه لحظه لحظه حالم رو ميدوني

اگه اين بهارم برنگردي خونه ديگه چيزي از من يادت نمي مونه

منو رها كن از اين فكر تنهايي

تو نرفتي نه ! تو هنوزم اينجايي

دارم از خودم با فكر تو رد ميشم !

دارم عاشقي رو با تو بلد ميشم

نگو از تو چشمام چيزي نمي خوني

تو كه لحظه لحظه حالم رو مي دوني

دارم از خودم با فكر تو رد ميشم

دارم عاشقي رو با تو بلد ميشم

 



 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
   

نمي دونم اينهمه تجربه  رو مي خواييم چه كار

 كي مي خواد به درد بخوره

وقتي كه قشنگترين انتخاب ها كم كم بوي اسارت ميگيرن

 قبل از  شروع همه چي تموم ميشه

وما اول همون راهي مونديم كه بارها تا اخره اخرش دويديم

اما هرگز نرسيديم

 

سفر به جستجوي تو چقدر عاشقانه است

و يك نگاه ديدنت لطيف و شاعرانه است

شبي كه اب ميزد به گونه ي تو شعر من !

سكوت ديده ات پر از لطافت شبانه است

تو نيستي به غم قسم كه شعر گل نمي كند

براي صد شكستگي قلم پر از بهانه است

شكايت از نبودت براي بيتم عادت است

وگرنه با خيال تو دلم پر از جوانه است

طلوع مي كند شبي نگاه افتابي ات

بين نگاه تشنه ام به سوي بي كرانه است

هميشگي جاودان ! بيا به شعر من !

كه ابتداي ياد تو شروع هر ترانه است

 

 

براي هر نگاه تو دلم چه پاره پاره است !

هنوز باورم نميشه كه واقعا  خيلي سخته  باورش !

 

 

 

 میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 
 
   
 
 

دیگه خسته شدم

واقعا میخوام فراموش کنم

ممکنه با دلم صادق نباشم اما اینطوری فکر کنم بهتره


Heart speak to heart.

دل به دل راه داره .


اگه چه دوراز تو باشم

آرزوم دیدن خنده هات حتی اگه باشه تو خواب

 

 

 

 

بي تو ميشه زنده بود نميشه زندگي کرد

 

 

میگه دوسم نداره ؟  اما داره ! ولی اون ترس تو چشاش نمیزاره ؟ 

 
 
 |    نوشته شده توسط حميد جون
 

pctfx3.3

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین

New Page 1